کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر
دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد 1338.
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی23/04/1358در گناباد ، دانشجوی فنی مهندسی در گرگان .
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد).
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار ورییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی وعضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران. اقدام ومشارکت به احداث 148 واحد مسکونی برای معلولین .
شهروند طلایی ومعلول نمونه ی کشور در سال های 86و87 ازطرف شهرداری تهران وبهزیستی کل کشور.
معلم نمونه ی شهرستان 2بار ودراستان 1بار .
قبولی کنکور سراسری 3بارمکانیک گرگان سال1357برق مشهد سال 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی – روسی – سرلیک و«انگلیسی وعربی (accept)»21مورد مشاوره رساله های فوق لیسانس 8مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

روز جهانی آموزش و آموزگاری خجسته باد

شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ۱۲:۵۳ ب.ظ

*دست‌نوشته یک جراح چشم‌پزشک (بخونید، زیباست)*👌🌺

🔹از خوزستان آمده بود، سلام کرد و پشت اسلیت نشست، جواب سلامش را گفتم و به معاینه مشغول شدم. دید چشم چپش در حد درک نور، کاتاراکتی بسیار پیشرفته!

🔸-سن ات چقدره؟! چه مدتیه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگی دیابت داشتم، چند ماهیه که کلا نمی‌بینم!

🔹به جوان همراهش که ده سالی بزرگتر از او بود رو کردم : 
- چرا اینقدر دیر؟
سرش را پایین انداخت: حالا میشه کاری براش کرد؟!

🔸-عملش میکنم، موفقیت در درمان بستگی به وضعیت شبکیه دارد، زودتر آورده بودید شانس موفقیت بیشتر بود.
نگاهی حسرت بار به پسرک کرد و نگاهی به پذیرشی که برایش مینوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم! 
-پذیرشش را برای بیمارستان دولتی نوشتم، هزینه زیادی ندارد نگران نباشید.
-انگار دنیا را به او داده باشند، خدا خیرت بده آقای دکتر
-فقط عمل ایشان خاص است و باید برای عمل رضایت مخصوص بدهید، خودش و ولی او...

🔹-غیر از من کسی همراهش نیست!
-خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد که با پشت آستین اشکش را پاک میکرد، نپرسیدم!

🔸پسرک را برای ریختن قطره و آماده شدن جهت معاینات تکمیلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خیال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل کرده ام را بجویم؛

🔹عمل شروع درمان است، بخاطر دیابتش باید تحت نظر باشد و کارهای لازم روی شبکیه انجام شود، چرا اینقدر دیر مراجعه کردید؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!

🔸 *این پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سیر کردن شکم فرزندانش را دارد... نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم ، چند روزی مرخصی گرفتم تا پی درمان او باشم...*
*-هزینه اش؟!*
*-با خودم!*

🔹 *بر دلم تحسین همت بلند این جوان بود و بر دستانم شرمی که قلم را روی برگ پذیرش به حرکت درآورد "رایگان" !*
 
🔸فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی که از قبل داشتیم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فکرم در گروئه روح بزرگ انسانهایی گمنام و امروز عصر که پانسمان از چشمش برمیدارم...

🔹پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز کرد سری در اتاق گردانید و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا داریم می‌بینیم، آقا داریم می‌بینیم.

🔸اشک آقا معلم سرازیر شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زیر لب گفت خدایا شکرت، پسرک را بغل کرد و سرش را بوسید.

🔹موقع رفتن گفت خدا رو شکر که شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم این پسر....
اشتباه می‌کرد، در این وانفسایی که کمتر خبر خوبی از جایی می‌رسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!

🔻 *عشق یعنی نان ده و از دین مپرس، در مقام بخشش از آیین مپرس*❣

✍ دکتر سیدمحمد میرهاشمی


تقدیم به زیباترین واژه هستی: معلّم.
  ✍🏻نه هر معلّمی، بلکه چنین معلّم هایی✍🏻

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۷/۱۳
موسی الرضا امین زارعین

humanity my dream

نظرات  (۱)

با قانون جذب به عشق و ثروت و سلامتی برسید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی