کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر

دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد سال 1338
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی در تاریخ 23/04/1358در گناباد،
دانشجوی فنی مهندسی در گرگان.
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد) درسال 1388.
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار.
رییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی.
عضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران.
اقدام و مشارکت به احداث 113 واحد مسکونی برای معلولین.
شهروند طلایی و معلول نمونه ی کشور در سال های 86 و87 ازطرف شهرداری تهران و سازمان بهزیستی کل کشور.
انتخاب به عنوان معلم نمونه ی شهرستان سبزوار 2 بار و استان خراسان 1 بار
قبولی در کنکور سراسری 3 بار؛ مکانیک گرگان سال1357؛ برق مشهد سال؛ 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی، روسی، سرلیک، انگلیسی و عربی 18 مورد.
مشاوره رساله های فوق لیسانس 9 مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2 نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.
دریافت گواهینامه داوری مقالات و یا هیات علمی اولین همایش علوم انسانی و اسلامی 1392.
نخبه ورزشی و پژوهشی بازنشستگان کشوری در سال 1398

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۶۲ مطلب با موضوع «اشعار» ثبت شده است

 

 
 
                    بسم الله الرحمن الرحیم  
 
      به یمن مصاحبت میمنت ثمری که درسالروز ولادت با سعادت دخت گرامی نبی اکرم، عصاره خلقت ،بهانه وجود، فرزانه عالم هستی، همپایه لنگر
عرش خداهمطراز اولیاءفاطمه الزهرا(س)با حضرت آیة الله علوی عُریضی شریعتمدار حفظه الله تعالی داشتیم نگاشتیم.
به یاد روانشاد استادالاساتید 
مرحوم علامه محمدتقی جعفری(اعلی اللهُ مقامَه)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۰۳:۵۱
موسی الرضا امین زارعین

نی ، گیاهی است خود رو ، و در کنار برکه یا رودخانه یا تالاب میروید 
در برخی مکانها ، مثل منطقه شاهرود و دامغان ، در یک روز خاص ، بعد از اذان مغرب ، آتش را در انبوه نیزار رها میکنند و می سوزانند ، و این سوختن تا سحر ادامه میابد 

در دل شب ، بهنگام سوختن نیزار ، صداهایی عجیب و پر از اسرار بگوش میرسد ، و تا سحر غوغایی برپاست
 
دما دم صبح و قبل از طلوع آفتاب ، به نیزار سوخته میروند . 
بعضی از نی ها نسوخته اند 
و در آتش سرخ شده یا بقولی پخته شده اند .

نی های سرخ شده را جمع آوری میکنند و از بین آنها ، جدا سازی آغاز میشود . برخی از نی ها که دارای هفت بند و کمتر از یک متر هستند به درد ساز نی اصیل میخورند .  برخی بدرد فلوت و نی لبک و دوسازه ، قشمه و ... 

اما موضوع اینجاست که آن دسته از نی ها که ساز میشوند ، باید زمانی که نواخته میشوند ، اسرار سوختن را بیان کنند 

بشنو از نی ، چون حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند

اما در عرفان ، یکی از معانی نی
نه است ، نیی ، نیستی ، هیچ

در حقیقت ، نی ، نماد انسان فارغ از خود است ، دلباخته ی معشوق واقعی و بریده از تمام مادیات و مسائل دنیوی .  
پایین تر از همه خود را می انگارد، ولی در مقابل ، به درک اشرف مخلوقات رسیده  و میداند که معشوق از او تعهد گرفته که:

*الست بربکم ، قالو بلی* 

اما منیت خود را نابود ساخته و از من و تویی ، دو گانه گی و چند گانه گی ، وحدت ساخته و جز او را نمی بیند . 

نی حدیث راه ، پر خون میکند
قصه های عشق ، مجنون میکند


یکشب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت; کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش ; بی سبب نفروختم
دعوی بی معنی ات را سوختم

زانکه میگفتی نی ام ، با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

با چنین دعوی چرا ای کم عیار
برگ خود میساختی هر نو بهار ؟


 ✍️ دلت نیامد بپرسی آن نی که سرخ شده و پخته است و کوتاه ، ولی فریاد ساز ندارد ،  به چه کار می آید ؟ . . 

آن نی ، قلم می شود و  بر صفحه زمان می نگارد؛
می گوید و می خروشد و آگاه می کند و گاهی می نالد و شکوه می کند،A
 اما  بی صدا و خاموش...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۰۰ ، ۰۷:۱۴
موسی الرضا امین زارعین

به بیست و دو از ماهِ اُردیبِهشت 
بِزادم من از مامِ نیکو سِرشت
نهادم پدر نام موسی الرضا 
که راضی شوم من به سو القضا

به فرخنده میلادِ هشتم امام 

بِزادم من از مامِ نیکو مَرام
بِزادم دوباره به پنجاه و هَشت 
بِچشمَم زمین و زمان تیره گَشت 
شُدم ضربه فنی و قَطعِ نُخاع 
زِ تلخی دوران شدم بَس شُجاع
به ناچار گشتم به لندن مُقیم 
رَها کَردم از این بَلای عَظیم 
سه باره به هفتاد و هشت زادَمی 
که تَحریمِ تَعلیم بُبریدَمی
دگرباره هشتاد و هشت دُکتری 
دفاعی گرانمایه و گُفتنی 
تو گویی زمانه دو چشمم گشاد 
خِردوَرزی و مَردُمی یاد داد
خِردوَرزی ایرانیان را شَفا 
زِ وَهم و خرافه خدا را پَناه 
خِرد مردمان را زِ آفت رَها 
خِرد آورد سرکشان را براه 
به خُردی شنیدم شَهنامه را
کتابِ وَزین و گرانمایه را 
زِ نظم و زِ معنا شدم در شِگفت 
دِگَر این خردنامه نتوان نوشت 
هزاران درود و هزار آفرین 
به شاهِ سُخن سَنجِ ایران زمین 

امین راضی ام من به جام بلا 

که سوالقضا عینِ حُسن القضا 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۰۰ ، ۲۱:۱۱
موسی الرضا امین زارعین


درودم به صدرای ایران زمین 
زبانزد در آفاق ویونان وچین
که حکمت از ایشان دوامی گرفت 
به سینا و صدرا قوامی گرفت 
درودی دوباره به شیخ شهید 
به از این سه در فلسفه کس ندید 
به همشهری ام سبزواری درود 
حکیمی در این ورطه جز او نبود 
به همشهری ام سبزواری سلام 
که گفته سخن های ختم کلام 
زاطراف و اکناف گرد آمدند.
که دُّرِمعانی از او بشنوند.

زِ هند و کراچی و مالزیا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۰ ، ۱۰:۵۳
موسی الرضا امین زارعین

به بیست و دو از ماهِ اردیبهشت 
بِزادم من از مامِ نیکو سِرشت
که بابَم مَرا نام موسی نهاد 
خراسانیم در جوارِ بهشت 
بماناد از ما بسی یادگار
چه نیکُو چه بد یا چه زیبا؟چه زشت؟؟
الهی شوم بانیِ  کار خیر
نشاید دُژَم کردم و بد سِرشت 
مبادا شوم بانیِ کارِ شَر
زِ میخانه روی آورم در کُنِشت 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۳۲
موسی الرضا امین زارعین

دلتنگ دعاهای سحر در رَمَضانم

                 وَز وَهن و خرافاتِ مُحَّرم نگرانم

غمخواریِ افراد تهیدست به نوروز

           همواره شِرَنگی فِکَند در دل و جانم

       از دوران کودکی دلتنگ ماه رمضان می شدم نخست برای شله زرد و دیگر دعای دل انگیز سحرو دعای جوش کبیر شب های قدر و در جوانی نواهای روح انگیز ابوحمزه ثمالی بعد نیمه شب مزید بر علت گشت. 

    شوریختانه دو نوبت از سال دلگیر ودلریش و دژمم نخست جشن های نوروز به نداری فرودستان،شرمندگی پدران و مادران و دل آزردگی ایتام آزرده خاطرم و دیگر ایام عاشورا از وَهنی که به آیین و مذهب می شود تحریفاتی که صورت می گیرد انرژی نهفته و جمع شده و احساسات پاکی که به هدر می رود و با آرمان سرور آزادگان فاصله از زمین تا آسمان دارد 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۰۲
موسی الرضا امین زارعین

 

 

شبی آرام ولی آبستن            

                     که ملا ئک همه سر در دامن

ماه تب کرده گرفته ماتم  

                          بدتر ازختم عزای خاتم  

گوئیا میل ندارد بچمد            

                 بعد از این واقعه  دیگر بدمد

چه خطایی است که در حال وقوع  

                می شود رنج بشر  تازه شروع

بی نوایان به خرابه شادند  

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۲۸
موسی الرضا امین زارعین

              دکتر حسین محمدی مبارز شاعری توانا فرهیختهء خوشنام همسر باوفای زینب سادات علوی داماد همشیرهء گرامی ام 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۴۰
موسی الرضا امین زارعین

پِگاه هان بِخیزید و نَرمِش کُنید 
 سَرو تن بشویید و ورزِش کُنید
به درگاه یزدان ستایِش کُنید
سپس کِهتران را نوازِش کُنید
به یاری یزدان چو دل بَسته اید 
زِ رنج دو گیتی دِگر رَسته اید
خُروشید و جوشید و شادی کنید
به غم‌ها بِخندید و بازی کنید 
چه سان بَرغَم دیگران شاد بود؟
نظاره گرِ ظلم و بیداد بود
به رنج عزیزان دُژَم گَشته ایم 
طلا بوده ایم و درَم گَشته ایم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۰۰ ، ۲۱:۴۲
موسی الرضا امین زارعین

 

 
 
 
 

تو پنداری که رازِ ما نَه این است؟ 

گُمان دارم که رازِ ما چُنین است.

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۰۰ ، ۱۶:۳۸
موسی الرضا امین زارعین