کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر
دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد 1338.
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی23/04/1358در گناباد ، دانشجوی فنی مهندسی در گرگان .
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد).
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار ورییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی وعضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران. اقدام ومشارکت به احداث 148 واحد مسکونی برای معلولین .
شهروند طلایی ومعلول نمونه ی کشور در سال های 86و87 ازطرف شهرداری تهران وبهزیستی کل کشور.
معلم نمونه ی شهرستان 2بار ودراستان 1بار .
قبولی کنکور سراسری 3بارمکانیک گرگان سال1357برق مشهد سال 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی – روسی – سرلیک و«انگلیسی وعربی (accept)»21مورد مشاوره رساله های فوق لیسانس 8مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

🍀«پیوند خشونت
و
 فقدانِ منطق»
از نشانه های آشکار فقدان منطق
یکی نیز
اِعمال خشونت است؛
خردمندان و منطق داران
نه با سِلاحِ خشونتُ و خشم
که با بیانی انسانی، با منطقی عقلانی و با گفتاری دلپذیر و اخلاقی
و با یک ویژگیِ شگفت و بی مانندِ انسانی، یعنی خویش را به جایِ دیگری گذاری
 با هم گفتُ و شنودی آرام و انسانی دارند؛
هر گاه دیدیم کسی خشونت و خشم را به کار می گیرد
این «احتمال»را بدهیم که
اوـ  

حق نوشته ای از سر درد :دکتر ابوالقاسم رحیمی
ـــهمو که در یک نگاهِ انسانی
البته قابل ترحّم استـــ

از منطق کم آورده است
و در راست گویی و راستی خواهی
دچار نقصان گردیده ....
این تبیین که الزامأ هم همیشه درست نیست
 می تواند
در شماری از موارد
بی هیچ تردیدی
درست باشه؛ درست ، روا و قابل اثبات :

مغرورِ بی منطقِ خشن
بلندُ و پُر غرور، در فضای رُعبُ و ترس گفت :
هرآن چه من ، به هر کجا نموده ام ، همه رواست
و شک در این ،خطاست......!
خطایتان مباد..! مباد...!

سکوت بود...
سکوت تلخ بود ....گزنده بود.... همچو صبرِ زرد بود....

و دیگری، که اهلِ درک بود
به چهره ای گشاده، با نگاهِ مهربانِ خویش گفت :
 ای عزیز ...!.رفیق....!
مگر تمامِ علم ها به دستِ توست....؟!
 مگر تو علمِ اولینُ و آخرینِ عالمی....؟
مگر تو کردگارِ عالمی...؟که کردگار نیز
به دستُ و علمِ مردمان
به واسطه ی «سبب»
بسا که کارهای خوبِ خویش می کند

اگر تمامِ گفته های تو رواست
و شک به گفته هایِ تو خطا
چگونه است... پس چرا
درست چند روزِ پیش ،به کارِ خویش
نه کارِ من
نه گَند، بلکه گَندها زدی
که بویِ گَندِ آن
ز دور دست های دور
هنوز هم
 شنیده می شود........؟

پاسخی نداشت...
هیچ پاسخی تداشت
که بوی گندِ کارهاش
هنوز در فضا........هنوز در فضا.........
 ز فرط ضعف،
دچارِ دیوِ خشم شد.....
زبان به ناسزا گشاد......
ناسزا......ناسزا........
چند لحظه بعد
خون........!!!
خواننده ی عزیز..!
اگر تشخیص دادید که مطلب یاد شده
سودمندِ به حالِ مردم ماست
از ارسالِ آن به دیگران
دریغ ننماییم.
پاداشمان با
خدایِ دادخواهان و حق طلبانِ دانایِ مهربان
 ا.رحیمی(فرهنگ گفتُ وگو و مهربانی)

درتایید سخن این مهربان یار دو شاهد ازمولوی متبادر گشت.

مهر ورقت وصف         انسانی بود

                    خشم وشهوت وصف     حیوانی بود

                     ..............

آنکه گوید جمله حق است احمقی ست

                  وانکه گوید جمله باطل او شقی ست

                                        امین

نظرات  (۱)

سلام و عرض اردات. واقعا جالب بود، استفاده کردیم.
پاسخ:
sepaskozaram

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی