کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر
دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد 1338.
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی23/04/1358در گناباد ، دانشجوی فنی مهندسی در گرگان .
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد).
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار ورییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی وعضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران. اقدام ومشارکت به احداث 148 واحد مسکونی برای معلولین .
شهروند طلایی ومعلول نمونه ی کشور در سال های 86و87 ازطرف شهرداری تهران وبهزیستی کل کشور.
معلم نمونه ی شهرستان 2بار ودراستان 1بار .
قبولی کنکور سراسری 3بارمکانیک گرگان سال1357برق مشهد سال 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی – روسی – سرلیک و«انگلیسی وعربی (accept)»21مورد مشاوره رساله های فوق لیسانس 8مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

         متن ارسالی سرکار خانم دکتر ایزی درتائید مطلب در جهان گریاندن آسان است، اشکی پاک کن.با پاسخی اجمالی واندک به علامه برقعی .

        خداوند دراوّلین صفحه نامه اش به مسلمانان یادآورمی شود که:‏
همه ستایش ها ، مداحی ها و حمد ها ازآنِ مالک جهانیان است . ‏
‏«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِین»‏
مداح چنانکه از نامش پیداست می گوید شغل من مدح و ستایش و تمجید است ‏‏(حمدمصدراست) درلغت بمعنی ستایش وستودنی است که به اعمال نیک اختیاری که ‏ازاو سرمی زند تعلق می گیرد ، گاهی هم به صفات عالیه ی که دراو قرار دارد گفته ‏می شود و به ذات و صفات و افعال هم تعلق می گیرد ، و البته به معنی شکرهم می آید ‏‏.‏
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى‏ عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُ عِوَجا (کهف/1) ‏
ستایش(ومدح مخصوص) خداوندی است که بربنده اش کتاب(آسمانی) فرو فرستاد و ‏درآن کجی ننهاد(که موجب هدایت مردم شده ، اینجا تقریباً به معنی شکر آمده)‏
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُن لَهُ وَلِیٌّ مِنَ ‏الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرَاً (اسراء/111)‏
وبگو: ستایش و حمد مخصوص خداوندی است که فرزندی برنگرفته و درفرمانروایی او ‏را هیچ شریکی نیست ، و از ناتوانی کارسازی نداردوچنانکه سزاوار است اورا به ‏بزرگی یاد کن .(گاهی به صفات کمال تعلق می گیرد) ‏
در قرآن کریم معمولاً«الحمد» آمده که گاهی جمله اسمیه است مثل«اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ ‏الْعالَمِین»وگاهی با جمله فعلیه شروع می شود، مثل خَلَقَ اللَّهُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ (عنکبوت/44).‏
‏«زمخشری»در کتاب«کشاف»می گوید«اَلْحَمْد» الف ولام ، الف ولام جنس است یعنی ‏حالت استغراقی دارد یعنی اصولاً جنس حمد اختصاص به خدا دارد و هرکسی هم که ‏کارنیکی کرده باشد و شایسته حمد باشد ستایش او هم مال خداست چون نعمت و ‏توفیق آن را خدا به او داده لذا درآیه اوّل سوره تغابن جارومجرور مقدم واقع شده و ‏فرموده :‏
لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ عَلَى‏ کُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیر.‏
سیبوی در«الکتاب» می گوید : الف ولام ، الف ولام اکمال است ، یعنی کامل ترین ‏حمد از آن خداست .‏
خدا گاهی انسان را هم شایسته حمد دانسته ، چنانکه به پیامبرش می فرماید: ‏
وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَى‏ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحمُوداً (اسراء/79) ‏
یعنی:وپاسی ازشب راباآن بیدارباش که برای توافزون(بر دیگران)است.نزدیک ‏است که پروردگارت تورا به مقامی پسندیده بگمارد .(یعنی مقامی قابل ستایش)‏
بنابراین این 2 قول را می توان جمع کرد که کامل ترین حمدازآن خداست و ‏جنس حمد مال خداست . و اصولاً حمد ومدح به خدا اختصاص دارد.‏
ازنظرعقلی کسی که خداراحمد می کند یک تحسین عقلی داردکه می گوید:ای ‏خداعقل من تورا«حمد»می کنم حتی اگرتعریف کننده ای نداشته باشی،ذاتاً کمالات تو ‏قابل ستایش است،از این رو درسوره ابراهیم آیه 8 می فرماید: ‏
إِن تَکْفُرُوا أَنتُمْ وَمَن فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِید(ابراهیم/8) ‏
یعنی:اگرشماوهرکس که درزمین است کافرشوید(بدانید که)خداوندبی نیاز ‏ستوده است.‏
انسان با مدح و حمد خداوند وارد عالمی می شود که با خوش بینی همه کارهای خدارا ‏قابل ستایش می بیند ، یعنی مؤمن با حمد خدای تعالی می گوید من هیچ ‏اعتراضی بتو ندارم ،همه کارهای تو ستوده و بدون خطاست . مدح خداوند به انسان ‏امید می دهد که هرچه در این عالم می بیند از حمید سرزده . ‏
حمدخداانسان راوارد عالم امید می کند ، رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) در همه حال حمد می ‏کردند ، هرگاه به آینه نگاه می کرد می فرمود : حمد وستایش مخصوص پروردگاری ‏است که چهره من را نیکو آفرید و خُلق نیکو به من عطا فرمود.‏
یعنی:حمدتنهایک لفظ نیست،بلکه عالمی است برای رشد بشر.‏
خداونددر قرآن کریم با مطرح واختصاصی کردن حمدو مداحی و ستایش برای ذات ‏اقدس خود،درحقــیـقـت می گوید:موحـد مسلمان باید چنین عقیده ای داشته ‏باشد.‏
ولی مداح مذهب به مقابله می آیدکه:من متدیّنین 1400سال پیش رامدح می کنم و ‏ازآنجاکه به سراغ وحــی نمی رود تصوّرمیکندتابعین دین اصل دین هستند وخیــال ‏می کندتشویق وهورا کشیدن برای کسانی که به تکالیفشان به نحو احسن عمل کرده اند در ‏دستگاه آفرینش پاداش دارد !‏

مداحی حضرت علی (علیه السلام) ‏
یکی ازمتدیّنین پس ازرسول خدا(صلی الله علیه وسلم) حضرت علی(علیه السلام) است که درخطبه اوّل نهج ‏البلاغه می فرماید : ‏
الحَمدٌ لِلّهِ الَّذِی لاَ یَبلٌغٌ مِدحَتَهٌ القَائِلٌونَ ، وَلاَ یٌحصِی نَعمَاءَهٌ العَادٌّونَ ، وَلاَیؤدِّی حَقَّهٌ ‏المٌجتَهِدٌونَ ، ألَّذِی لاَیٌدرِکٌهٌ بٌعدٌ الهِمَم ، وَلاَیَنَالٌهٌ غَوصٌ الفِطَنِ ، ألَّذِی لَیس لِصِفَتِهِ حَدِّ ‏مَحدٌودٌ ، وَلاَ نَعتٌ مَوجٌودٌ ، وَلاَ وَقتٌ مَعدٌودٌ وَلاَ أجَلٌ مَمدٌودٌ ، فَطَرَالخَلاَئِقَ بِقٌدرَتِهِ ، ‏وَنَشَرَالرِّیَاحَ بِرَحمَتِهِ ، وَ وَتَّدَ بِالصٌّخٌورِ مَیَدَانَ أرضِهِ..............‏
مدح و ستایش شایسته پروردگاری است که جمیع گویندگان توانائی مدح و ‏ثنایش را ندارند، و شمارشگران عـاجزازشمارش نعمت ها و بخششهای اویند ‏وکوشندگان ازتوانائی ادای حقّ نعمت او بی بهره اند .آفریدگاری که نهایتی برای ‏صفتش نیست و مقید به ثابت نمی گردد. وبرایش زمانی ثابت شده نیست . ازلی و ‏ابدی است و مدّت ندارد. مخلوقات رابه نیروی خودخلق کرده و ازروی رحمت نسیم ‏و بادها را پراکنده نموده و زمین را به کوهها استوارساخت.‏
یعنی حضرت علی(علیه السلام) مداحی خدایتعالی را می کند به صفات ذات و اعمالش.‏
ولی شیعه اش هم می گوید: من مداح اهل بیت هستم یعنی ای علی:اگرتو فقط ‏خالق راشایسته مـدح وستایش می دانی من تووخانواده ات را هم شایسته مدح می ‏دانم ، من بجای مداحی خدا ،که تو انجام می دادی مداحی تو را می کنم،باآنکه می دانم ‏صفات خدائی نداری ، درحالیکه خداوند می گوید نوع بشر شایستگی ستایش را ‏ندارند .‏
وَقُلِ الْحَمْدُِللهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْوَلَدا(اسراء/111) ‏
یعنی:وبگو، ستایش (مخصوص) خداوندی است که فرزندی برنگرفته«یعنی ازنوع ‏وجنس بشرشایسته مداحی و حمد درحد تقدس نیست»‏
حضرت علی«ع»می فرماید: نه من و نه هیچ مرده ای نه مداحی می فهمند و نه گریه ‏، در( خطبه 230 نهج البلاغه)‏
کسی بر سر گورشان بیاید نمی شناسند ـ ‏
و به کسی که برایشان گریه کند توجّه ندارند ـ
و هر کس ایشان را صدا بزند جواب ندهند . ‏
و در( خطبه 110 نهج البلاغه)می فرماید :‏
مردگان همسایگانی هستندکه هرگاه آنان را صدا کنند جواب ندهند ـ ‏
و ظلم و ستمی را جلوگیری نکنند ـ
و به نوحه سرایی و مداحی توجه نکنند ـ
اگر در حقّ ایشان نیکی شود شاد نگردند ـ
و اگر قحطی شود یأس ندارند ـ
اطراف یکدیگرند ولی تنها هستند ـ
همسایه اند در حالیکه از هم دورند ـ
با آنکه نزدیکند به دیدار هم نروند .‏
یعنی این دکان های تشریفات کنار قبوررا باید درهم کوبید و قرآن خوانها ‏ومداحان را فراری داد .‏


پیامبر و توبیخ مداحان ..........‏
رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) در اشکال گوناگون مداحان را مورد سرزنش قرار می دادند‌:‏
‏(سرزنش زنان مداح )خدالعنت کند زنی را که چهره اش را در مصیبت خراش دهد و ‏گریبانش را بدرد و فریاد و فغان بر دارد .{مداحی کند} (مسکن الفواد ،‌ صفحه 108) ‏
‏(سرزنش مداحان عزادار)پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) می فرمود: به هنگام مصیبت صدای خود را ‏بلند نکنید و گریبان ندرید و فغان برنیاورید.«مداحی نکنید»(مسند زیدبن علی بن ‏الحسین ( ع ) صفحه 175)‏
پیامبرخدا (صلی الله علیه وسلم ) می فرمود :نوحه خوانی و مداحی از دوران جاهلیت است. (کتاب من ‏لایحضره الفقیه ،‌ اثر شیخ صدوق ،‌ از علمای شیعه ،‌ جزء‌ 4 ،صفحه376 )‏
بنابراین از یک سو رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) می فرماید : نوحه خوانی از دوران جاهلیت ‏است وازطرف دیگر می فرماید : کسی که مداحی کرد برچهره اش خاک بپاشید.‏
احثوا التراب فی وجوه المداحین(وسائل الشیعه/ ج12 )‏
یعنی :‌ برچهره مداحان خاک بپاشید ‏
اکنون این سؤال پیش می آید ما در کدام دوران قرار گرفتیم ، آیا در کنار ‏اعراب جاهلیت نیستیم ؟ ‏
مداح و روضه خوان می خوانند ! در حقیقت می گویند خــــدا وپیامبر خـدا می ‏خواهند دکان ما را تخته کنند .‏‏
نتیجه ایــــن بخش:خداوندمی گویدحمداختصاص به من دارد ، پیام آور خـــدا ‏هم اعتراف می کند، فقط خداوند شایسته حمداست ، علی(علیه السلام) هم می فرماید: حمد ‏مخصوص خالق هستی است،ولی مداح چه می گوید:
می گوید من مداح اهل بیت هستم!سیّدم وفرزند فاطمه ام واعظ اهل بیتم، آیه ‏الله ، ثقه الاسلام ، حجه الاسلام، فخرالاسلام، قطب و شیخ ............غیره بقول مرحوم ‏علامه برقعی همه شامل این آیه شریفه اند : ‏
إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُکُم مَا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا ‏تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِن رَبِّهِمُ الْهُدَى‏ (النجم/23)‏
یعنی :آنها جزنامهائی کـه شما ونیاکانتان نامیده اید نیستند ، خداوند دلیلی ‏برآنان نـازل نکرده ،آنان(مشرکان)جــز از گمان و خواهش نفسشان پیروی نمی کنند.

          اینکه مداحی یکی از شغل های کاذب درآمدزا شده و....و...بحث دیگری است. اماّ درجواب علامه برقعی (مولف کتاب حافظ شکن ردی بر حافظ)باید گفت که مداحی اهل بیت درطول حمد و سپاس پروردگاراست که ایشان به یک مورد در سورهء مبارکهء اسراء آیهء شریفه 79 اشاره کرده اند و ما نیز به مواردی اشاره خواهیم کرد انشاءالله تعالی.

         إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا ﴿۵۶﴾ سورهء مبارکهءاحزاب بدرستیکه خدا و ملائکه بر پیامبر درود می فرستند ای کسانی که ایمان اورده اید رحمت فرستید بر او و سلام کنید سلام کردنی (تسلیم او شوید) به استناد این آیه ذکر صلوات بر پیامبر و اهل البیتش در تشهد نماز آمده است که چگونگی ذکر صلوات یکی از بحث های کلامی است  و در کتاب ریاض السالکین شرح صحیفهء سجادیه امام سجاد (ع) به خوبی بررسی شده است و ما نیز به اقل آن اشاره می کنیم (اَلکلام قَّل وَ دََّل)  ذکر صلوات در ردیف شهادتین است، یعنی اگر مسلمانی در مدت عمر یک بار بر پیامبر و آل طاهرینش درود نفرستد مسلمان نیست...و.....آیهء مباهله...وچندین آیهء دیگر.

      نتیجه اینکه مداحی امراء حکما و سلاطین مذموم است و این قباحت در دهه  های اخیر به اوج رسیده است واحتیاج به آسیب شناسی جدی دارد.   

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی