سید محمد حسن علوی عریضی و فریدریش ویلهلم نیچه
دهه شصت بود من شرکت نفت بودم رفتم به یکی از کتابفروشیهای معتبر شهر کتاب بخرم سری بزنم اون کتابفروش که صاحبدل بود گفت که مدتی است نیومدی، از ما خبر نگرفتی چیزی بگو بنویسیم چیزی بگو استفاده کنیم.
منم مطلبی را از نیچه عنوان کردم که دردسر شد! و آن اینکه نیچه در کتاب چنین گفت زردشت مطلبی آورده میگه یک روز جبرئیل بر زرتشت نازل شد و زردشت از جبرئیل سؤال کرد آیا برای خدا هم زندانی هست؟ گفت بله گفت چطور؟ گفت همینجور که انسانها را در زندان میکنند خدا هم زندان دارد گفت بله انسان زندان خداست خدا در وجود انسان زندانی است.
این معنا که به همت مولوی حافظ و دیگر عرفاً و شریعتی حل شده و آن اینکه روح خدا در این جسم خاکی گرفتار است پس خدا اسیر انسان است این خوب حل شده اما مطلبی که نیچه آورده اینجوری استدلال کرده اگر توضیح داده نشود کفرآمیز است و آن اینکه
خدا انسان را خلق کرد عاشق انسان شد (مقدم)
عشق همواره با اسارت همراه است(تالی)
پس خدا اسیر انسان است(نتیجه)
این رو گفتم پسرکی اونجا بود گفت که این مطلب را بگو من دوباره بنویسم نگاه کردم دیدم مهدی آقا عبدوس است گفتم پسرجان این مطلب زدن و بستن و چوب است و دار داره به این سادگی نیست! گفت فدای سرت شهید میشی بگو منم گفتم این یادداشت کرد. شب به پدرش گفته بود پدرش گفته این مرتیکه کیست؟ این سخن کفرآمیز است! به یکی از علمای شهر زنگ میزنه و ایشان هم میگه این سخن کفرآمیز است به یکی از مراجع قم زنگ میزنند و ایشون هم میگه این سخن کفرآمیز است! و خلاصه چند روزی گذشت منو خواستند برای بازجویی و منم سعی داشتم که برای بازجویی برم خونه شادروان حاج آقای علوی
خلاصه اونجا رفتیم جمعی جمع شدند و از من دوباره و چند بار سوال کردن من که میگفتم به من حمله میکردند با عتاب که درشتی کنند حاجآقای علوی میفرمودند کِاَنه اجازه بدید خلاصه دو ساعتی بحث شد تا اینکه حاجآقا علوی گفتند که من نمیدونم که ایشان نیچه چه فرموده؟ ولیکن به این شکل است که وقتی خدا انسان رو خلق کرد عاشق انسان شد ولی اسیر انسان نشد اسیر در ذات خویش شد چون ما انسانها آثار ذاتی خداوندیم خداوند هم حب ذات داره به خودش علاقه داره و اسیر ذات خویش شد.
به عبارت سادهتر اینکه شما برادرتون رو دوست دارید بچه برادرتون رو دوست می دارید چون بچهی برادرتون آثار ذاتی برادر شماست خورشید در آسمان است آثار ذاتی خورشید گرما و نور است بنابراین مسئله به این شکل حل شد و من بعد از این هرجا که گفتم این مطلب رو توضیحات حاجآقا علوی آوردم این موضوع در کتابها و مقالات فارسی و خارجی که در مراکزدیگر به زبانهای مختلف چاپ شدهاست بدین صورت ما از دردسر نجات پیدا کردهایم.
حافظ شیرین گفتار فرموده فریدریش ویلهلم نیچه را بدین شیوایی باختصار بیان فرموده است.
جلوه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما بدو محتاج بودیم او به ما مشتاق بود