کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر

دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد سال 1338
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی در تاریخ 23/04/1358در گناباد،
دانشجوی فنی مهندسی در گرگان.
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد) درسال 1388.
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار.
رییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی.
عضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران.
اقدام و مشارکت به احداث 113 واحد مسکونی برای معلولین.
شهروند طلایی و معلول نمونه ی کشور در سال های 86 و87 ازطرف شهرداری تهران و سازمان بهزیستی کل کشور.
انتخاب به عنوان معلم نمونه ی شهرستان سبزوار 2 بار و استان خراسان 1 بار
قبولی در کنکور سراسری 3 بار؛ مکانیک گرگان سال1357؛ برق مشهد سال؛ 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی، روسی، سرلیک، انگلیسی و عربی 18 مورد.
مشاوره رساله های فوق لیسانس 9 مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2 نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.
دریافت گواهینامه داوری مقالات و یا هیات علمی اولین همایش علوم انسانی و اسلامی 1392.
نخبه ورزشی و پژوهشی بازنشستگان کشوری در سال 1398

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشورا» ثبت شده است

💎 خاطره‌ای از دکتر زرین کوب:

روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی،  نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویر  را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم ، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمیخواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود  ، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد :
ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟
گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم.
خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند .
همین طور که صحبت می کرد ، دقیق نگاهش می کردم ، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته ، متین و سنگین و باوقار .
 می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده ، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه ، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند . 
پرسیدم : حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید ؟
گفت : سؤالی داشتم 
گفتم : بفرما 
پرسید : شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟
گفتم : خب بله ، صددرصد
گفت : ولی من اعتقاد ندارم 
پرسیدم : من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد؟( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم ) 

گفت : خیلی دوست دارم معتقد شوم ، یک زحمتی برای من می کشید ؟
گفتم : اگر از دستم بر بیاد ، حتما ، چرا که نه؟
گفت : یک فال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۴
موسی الرضا امین زارعین

 

گفت زینب حمد بی حد      برخدا   
                     زانکه شوکت داد برما     ز   ابتدا
هرکه راخواهد عزیزو      سر بلند   
                    گرنخواهد خوارو دل ریش و نژند
هرکه راخواهد بسی   عزت دهد  
                   گر نخواهد خواری و      ذلت دهد
چون بخواهد پشه ای  فیل افکند     
                  چون بخواهد مور شیر اوژن شود
گر ببخشد که سؤال    از وی کند    
                   یا کدامین نعمتش     نقصی  کند
 لیک نقص وکاستی    ازما    بود 
                    خیرمطلق درخدا         تنها بود
بعد او بر خواجه        خیر البشر      
                   حمد وتسبیح فراوان بی   شُمر
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۲۳
موسی الرضا امین زارعین

بند اول

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع مى‏کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامى ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست‏

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جاى ملال نیست

سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه مى‏کنند

گویا عزاى اشرف اولاد آدم است‏

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین

پرورده کنار رسول خدا حسین‏

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۹ ، ۲۳:۵۳
موسی الرضا امین زارعین

آیا زنده تر از امام حسین (ع)در عالم سراغ دارید؟

زیر شمشیر غمش رخصکنان خواهم رفت.


 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۸ ، ۱۴:۰۹
موسی الرضا امین زارعین

                               بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:سخنرانی استاد محمد باقری در مورد عاشورا

تحقیق درس استاد:دکترموسی الرضاامین زارعین

تهیه کننده:مرتضی افتخاری پور دانشکده فنی امام خمینی سبزوار

 

مسئله عاشورا یکی از احساسی ترین حوادث تاریخی است،که اتفاق افتاده ، این احساسی بودنش هم جهت مثبت دارد هم جهت منفی

جهت مثبتش این است که همه فضای تاریخِ نه تنها مسلمانان بلکه همه انسان هارا پر کرده تا اندازه ای باعث تثبیت هویت شیعی شده و منشا بسیاری از تحولات  وجنبش های عدالت خواهانه وعدالت طلبی در تاریخ شده . اما جهت منفیش این است که

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۰
موسی الرضا امین زارعین

مراقب روضه های دروغ باشید!

مراقب روضه های دروغ باشید
      به دنبال پرسش وپاسخ دانشجویان درمورد حماسه بی نظیر عاشورا
آیاسپاهیان عمر سعد درکربلا1600000 تن بوده اند؟!
آیا امام حسین (ع) درروز عاشورا 360000 تن را به قتل رساندند؟!این برای امام شآن است ویا....
آیا عروسی قاسم درکربلا بوده است؟!
آیا جعفرجنی باسپاهش به کمک امام حسین (ع)آمده است؟ 
آیامادرحضرت علی اکبرموی پریشان کردوبرای سلامتی فرزندش نذرونیازکرد.
چراامام خانواده راهمراه آورد وحال آن که جلال الدین محمد خوارزمشاه خانواده رابه دریاسپرد.پاسخ به اینهاو بیشتر.... تهیه وتنظیم :مهدی یاقوتیان بااندکی تغیر ازاین جانب
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۶ ، ۲۲:۴۶
موسی الرضا امین زارعین


 موضوع سخنرانی علل عقب ماندگی مسلمین چیست؟؟9/9/1395

دریافت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۵:۴۹
موسی الرضا امین زارعین

 

 

مجموعه هستی❇

🌿بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید درِ گنجِ حکیم 🌿

 

به یاد حضرت علی اکبر (ع)♦

 

شبنمی عاطفه، با پاره گلی دَرهم شد

رویشِ عشق پدید آمد و گِل، آدم شد

 

گندم وسوسه را درگِل ما،دستی کاشت

عشق ناخواسته با دیو هوس ، همدم شد

 

فصل انسان کُشی آغاز شد و دل خشکید

کینه جوشید و بدی ریشه زد و محکم شد

 

کثرتِ تفرقه مجموعه ی هستی را کشت

زندگی مُرد و زمین غمکده اعظم شد

 

رقصِ غم بودوزمین ساغری ازخون نوشید

 زهره در سازِمخالف ، به عزا مُلزم شد

 

تیغ‌ها، رشک بر انوارِ جمالش بردند

تا بلندای جلال و جبروتش، خم شد

 

بعد از او  خاک عزا بر سر این دنیا ریخت

بعد از آن خاک ، درآمیخته با ماتم شد

 

ایلیا را که پدر، تشنه و زخم آگین دید

چشمش ازرود نخوردآب وخودش زمزم شد

 

کودکِ گریه از آن روز به دنیا آمد

خنده در قعر دهان مُرد و تبسّم کم شد

 

     حسین محمدی مبارز -قم

          ادب خانه مُباهله

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۶:۳۰
موسی الرضا امین زارعین

آداب و رسوم مردم محله نقابشک سبزوار در عزاداری های محرم،صفر و رمضان

یکی از جلوه های سبک زندگی سنتی ایرانیان به ویژه در شهرها و مناطق شیعه نشین، برپایی هرچه پرشورتر و با شکوه تر عزاداری های ایام محرم و صفر و نیز سوگواری های متعلق به دیگر ائمه معصومین در طول سال است.به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه، مردمان دارالمومنین سبزوار به عنوان یکی از شهرهایی که همواره از مراکز مهم علمی و فرهنگی تشیع در ایران محسوب می شده و بسیاری از علمای برجسته و حرکت های مهم شیعی در طول تاریخ از این شهر نشأت گرفته است، یقیناً در برگزاری مراسم های عزاداری ائمه معصومین (ع) دقت و همت ویژه خود راداشته و دارند...... تهیه وتنظیم محسن تدینی ثانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۰
موسی الرضا امین زارعین

         این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

دکتر علی شریعتی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۲ ، ۱۴:۱۰
موسی الرضا امین زارعین