کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر
دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد 1338.
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی23/04/1358در گناباد ، دانشجوی فنی مهندسی در گرگان .
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد).
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار ورییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی وعضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران. اقدام ومشارکت به احداث 148 واحد مسکونی برای معلولین .
شهروند طلایی ومعلول نمونه ی کشور در سال های 86و87 ازطرف شهرداری تهران وبهزیستی کل کشور.
معلم نمونه ی شهرستان 2بار ودراستان 1بار .
قبولی کنکور سراسری 3بارمکانیک گرگان سال1357برق مشهد سال 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی – روسی – سرلیک و«انگلیسی وعربی (accept)»21مورد مشاوره رساله های فوق لیسانس 8مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

درحضوربدرومادرنبایدقرص آسپرین خورد

جمعه, ۱۲ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۷ ب.ظ
  •      در۲۰سال پیش مثل چنین روزهایی درکلاسی دردبیرستان اسرارحاضرشدم که منطق داشتند.سال آخرشان بوددانش آموزان ان کلاس تاجایی که یادم آقایان مهدی اسلامی.شهرام عبدالصالحی.دکتربالویی.سیداحمدحسینی.و....حسینی و...بودندکه زنگ قبل دینی داشتند.سوالی ازمعلم دینی شان کرده بودندچه گفتندوچه شنیدندوایشان که بودبماند.


  •           سوال این بودآقااگرشمامرجع تقلیدشویداولین مسالهءرسالهءشماچه خواهدبود.درجواب گفتم هیچکس نبایددرحضوربدرومادرقرص آسپرین بخورد.بچه هاهاج وواج یعنی چه.گفتم قرص آسپرین مسکن است هرچنداندک وخوردن آن گواهی درداست.واین خاطرعزیزان رامکدرمی کند.

  •         درتوضیح بیشترمطلب ازمولوی.غزالی.گاندی.مانی.لئوتولستوی گفتم که دراینجاسخن بدرازامی کشد.فقط

  • سخنی ازغزالی وخاطره ای ازخودم شاهدی برگفتهءایشان گفته آید.

  •         غزالی می گوید: یکی ازشرایط کمال آدمی ازدواج است .درازدواج انسان بامسائلی مواجه می شودکه موضعگیری درست آن به کمال آدمی می انجامد.شاهدمن براین مطلب اینکه درسال۵۹که من ازانگلستان برگشتم مادرم ازغصهءمن ومجروح شدن برادرم عبدالوهاب درجبهه زمینگیرشد.یکی ازدوستان عزیزوبزرگوارم مرا به خانه خودبرد.یکسال شب درمیان ویک سال تمام وقت وهمسرگرامی ایشان به توصیهءجناب آقای علوی بامن محرم گشت.

  •         یکروزیکی ازفرزندان ایشان به من ناسزاگفت ومن درحضورپدرومادرایشان سیلیی به فرزند دلبندشان زدم ومتاسفانه دندان فرزندخونی شدواین بزرگواران عکس العمل بدی که نشان ندادندهیچ که مرانیزتاییدکردند.ومن آن روزنفهمیدم که چه جرمی مرتکب شده وآنان چقدربزرگواربودند.  تااینکه ازدواج کرده دارای فرزندشدم.روزی تنهافرزندم روح الامین باپسر عمویش بازی می کردبه زمین خوردوسرش شکست.ومن به بخشی ازمعانی سخنان مولوی وغزالی پی بردم

  •  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی