کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

نوشته ها،‌مقاله ها و پرسش و پاسخ

کلام

هوالقادر
دکتر موسی الرضا امین زارعین متولد 1338.
قطع نخاع مهره 6 گردن در حین مسابقات کشتی23/04/1358در گناباد ، دانشجوی فنی مهندسی در گرگان .
اخذ مدرک دکتری فلسفه علم از بخش شرق شناسی دانشگاه مسکو در شهر دوشنبه (استالین آباد).
موسس جامعه معلولین سامان سبزوار ورییس انجمن تشکلهای معلولین خراسان رضوی وعضو هیئت امناء جامعه معلولین ایران. اقدام ومشارکت به احداث 148 واحد مسکونی برای معلولین .
شهروند طلایی ومعلول نمونه ی کشور در سال های 86و87 ازطرف شهرداری تهران وبهزیستی کل کشور.
معلم نمونه ی شهرستان 2بار ودراستان 1بار .
قبولی کنکور سراسری 3بارمکانیک گرگان سال1357برق مشهد سال 1365نقشه کشی صنعتی تهران سال 1366.
مقالات وکتب چاپ شده به زبان های فارسی – روسی – سرلیک و«انگلیسی وعربی (accept)»21مورد مشاوره رساله های فوق لیسانس 8مورد.
دریافت مدال افتخاری تیراندازی در استوک مندویل انگلستان سال 58.
دارنده ی رکورد شنای معلولین ایران سال 1365.
دریافت 2نشان لیاقت وعلمی از کشور تاجیکستان سال 1384.
نامزد دریافت نشان دولتی ونامزد نخبگان کشور سال 1390.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

      بدنبال پرسش دانشجویان درچگونگی وحی

ضبط وتنظیم: دانشجویان دانشگاه امام خمینی سبزوار:بینقی وافچنگی

مقدمه:

در فرهنگ قرآن چون همه موجودات از علم و شعور برخوردارند و همه می‌توانند از سخن وحی و الهام بهره‌ای داشته باشند سراسر جهان آفرینش در مدرسه هستی زیر تدبیر الهی قرار دارد و او معلّم آنها است و این امکان وجود دارد که خداوند گاهی از راه وحی یا الهام حقیقتی را به انسان، فرشتگان حیوانات حتی جمادات القاء و تفهیم کن  امّا وحی‌ای که به انبیاء اختصاص دارد ادراک خاصی است که از سایر ادراکات ممتاز است زیرا چنین وحی‌ای حاصل حسّ و عقل و غریزه نیست بلکه شعور و ادراکی است که حقیقت آن قابل شناخت نیست و خداوند آن را در انبیاء قرار داده است شخص نبی در ادراک وحی دچار اشتباه و شک نمی‌شود و در اینکه وحی از جانب خداوند است نیازی به دقت نظر و دلیل و برهان ندارد.

وحی دارای پنج مرتبه می باشد:

مرتبه اول:

وحی در پایین مرتبه ی خود یا همان مرتبه ی اول  استعداد ذاتی و غریزی است که خداوند دورن هر موجودی قرار داده است تا او را بسوی کمال خود بکشاند.

به عنوان مثال فرض می کنیم جسمی را از فاصله ای نسبت به زمین رها می کنیم، جسم بسوی زمین کشیده می شود این استعداد ذاتی که درون جسم قرار داده شده است تا او رو به سوی کمال خودش(محل بوجود آمدنش) بکشاند

وحی به حیوانات: قرآن همچنین از برخی حیوانات گیرنده وحی یاد کرده است:

«و أوحی ربّک إلی النحل أن اتخّذی مِن الجبال بیوتاً و من الشّجر وَ ممّا یعرِشون» (نحل/ 68)

«و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقفهای رفیع منزل گیرد.

چونکه اوحیناالی النحل آمدست    
 خانه وحی اش پرازحلواشدست

             اینکه کرمناست بالاتررود       

  وحی اش است اززنبور کی کمتر بود                                                                                                                         

مرتبه دوم :

مرتبه ی دوم وحی با این سوال آغاز میشود که  الهام  چیست؟فرض کنید شما مدت زیادی را به اقتضای کاری که دارید مسیری را طی می کنید ، امروز دوباره وقتی می خواهید همین مسیر را بروید گویی کسی یا کسانی در گوش شما می گویند که از این مسیر نرو و به این ترتیب مسیر هر روزه ی شما تغییر پیدا می کند.حال یا خطری احتمالی از شما دفع شده یا نفعی برای شما داشته است.به طور مثال ممکن است در مسیری که خواسته اید بروید تصادفی احتمالی از شما دفع شده باشد و شما به این گونه در امان مانده باشید و یا هر اتفاق دیگری که ممکن است برای شما رخ دهد و اما دیدگاه دوم مسله این است که مسیری که انتخاب کرده اید به نفع شما بوده است.مثلا وقتی از مسیر جدیدی می روید شخصی را در راه می بینید که سال هاست او را ندیده اید و از دیدن او بسیار شادمان می شوید یا با او کاری داشته اید که لازم بوده او را ملاقات کنید اما تا حال میسر نمی شده است.

یا به طور مثال زمانی سوییچ ماشین در دستمان است ولی به دنبال آن می گردیم یا عینکمان روی چشممان است و به دنبال حرفی که در گوشمان زمزمه می شود به داخل اتاق رفته و دنبال عینک می گردیم.

خداوند در قرآن می فرماید : < یا موسی ما به مادر تو وحی (الهام) کرده ایم که تو را درون صندوقچه گذارد و ...> یا در جایی دیگر < یا موسی ما به خواهر تو وحی کرده ایم که ... > ( مادر موسی پیامبر نیست پس از همین جا می توان دریافت که وحی مخصوص پیامبران نیست )

 

مادر موسی چو موسی را به نیل

 در فکند از گفته ی رب جلیل   

  خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه

 گفت کای فرزند خرد بی گناه

گر فراموشت کند لطف خدای

 چون رهی زین کشتی بی نا خدای  

  گر نیارد ایزد پاکت  به یاد /

آب خاکت را دهد ناگه به باد

وحی آمد کاین چه فکر باطل است

 رهرو ما اینک اندر منزل است  

پرده ی شک را برانداز از میان

 تا ببینی سود کردی یا زیان

مرتبه ی سوم :

مرتبه ی سوم وحی ،  وحی در خواب  می باشد.بطور کلی پنج دسته خواب وجود دارد که فقط دسته ی پنجم از نظر رو حانیون قابل اعتناست.مرتبه ی پنجم از خواب های ما مرتبه ی سوم از وحی است.

خواب های پنج گانه به این صورتند:

1) منشا این خواب ها افکار روزانه است.مثلا در طول روز شما سر هر مسله ای با دوستتان بحث می کنید و شب خواب می بینید که با او درگیر شده اید که منشا این خواب همان آشفتگی در طول روز است و اعتبار ندارد.

2) این خواب ها منشا فیریکی دارد .مثلا شبی خواب هستید و اتاقی که در آن استراحت می کنید بسیار گرم است ، بعد مدتی پتو را کنار می زنید و بعد از آن از پنجره ای که به هر دلیلی باز شده نسیم خنکی به شما می وزد و این جاست کهشما خواب می بینید در برف و بوران یا طوفان سنگینی گیر کرده اید.

3) این دسته از خواب ها دسته ی شیمیایی دارند،قبل از خواب شما پر خوری کرده اید و با شکم پر قصد استراحت کرده اید در این زمان شما خواب می بینید که از دره ای سقوط کرده ید یا هنگام رانندگی با سرعت بالا ترمز های شما عمل نمی کند و یا به هر نحوی دچار اضطراب می شوید.

4) منشا خواب های دسته ی چهارم ضمیر نا خودآگاه ماست.ضمیر ناخودآگاه نیمه ی پنهان آدمیست.اگر ما یکسری از کار هایمان سرکوب شود در کودکی،در نوجوانی یا جوانی یا هر زمان دیگری خود را آشکار می سازد بالفرض بچه ای سه ساله که به دلیل موجهی کار زشتی انجام می دهد و پدر و مادر چون از دلیل آن کار بی خبرند در همان لحظه برخورد تندی با او دارند بطوری که سرکوب شود،بچه همان موقع از آن کار فارغ می شود ولی در نوجوانی یا جوانی از سر کنجکاوی دوباره دست به همان کار     می زند که ممکن است به انجام گرفتن اتفاق بد یا گناهی ختم شود.شاید اگر پدر یا مادر با برخوردی نرم با او رفتار می کردند این کار در ضمیر ناخودآگاه او ثبت نمی شد و منجر به آن کار بد نمی شد.

در این مرتبه از وحی بیتی از حافظ است که می گوید:

گفتا که بر خیالش راه نظر ببندم     

گفتا که شبرو است او،از راه دیگر آید

5) دسته ی پنجم که از نظر علمای الهی قابل اعتبار است خواب هایی است تحت عنوان رویاهای صادقانه.این خواب ها مرتبه ی سوم از وحی است.خواب های صادقانه بدین معناست که خواب هایی که ما می بینیم به وقوع بپیوندد مثال حضرت یوسف و حضرت یعقوب ، همه ی ما بدون شک حداقل یکبار در عمرمان رویاهای صادقانه می بینیم و این برای اثبات روح است و برای اثبات شخصیت.یعنی وقتی ما هفته ی پیش خواب می بینیم و هفته ی بعدش آن خواب به وقوع می پیوندد و این به ما ثابت می کند که روح ما مجرد است از ماده و فارغ است از زمان و مکان ، و فراتر از زمان و مکان است.

خواب های صادقانه یک موقع از ناحیه ی خداوند است ، یک موقع از ناحیه ی پیامبران و یم زمان از طرف ارواح خبیثه هست.از بستگان ما از گذشتگان فردی بوده که مشکلاتی داشته و فرد سعادتمندی نبوده و در آن دنیا رستگار نیست ولی به خاطر خصلت خوبی که داشته حال فرصت پیدا کرده تا به خواب ما بیاید ، به ما چیزی بگوید یا از ما چیزی بخواهد و با انجام آن کار ما باعث سعادتمندی و راحتی او در آن دنیا می شویم.

نتیجه : خواب ها و رویا های صادقانه ما مرحله ی سوم از وحی است ، مرحله ی اول استعداد ذاتی ، دوم الهام ، سوم وحی در خواب است.

 

مرتبه چهارم:

این مرتبه متعلق به افرادی خاصی می شود که انچه دیگران در خواب می بینند این افراد در بیداری می بینند.

به عنوان نمونه ( آقا نجفی قوچانی ) میباشد که عقاید ایشان در کتب سیاحت غرب و سیاحت شرق میباشد.

مرتبه پنجم:

این است که فرشته ی وحی بر پیامبر نازل می شود که بالاترین مرتبه ی وحی می باشد. در زمان وحی فرشته ی وحی به شکل ( دحیه کلبی ) که از اصحاب زیبای پیامبر بوده است نازل میشده است.

 

 

تهیه : ایمان بینقی و افچنگی

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی